حماسه مقاومت
بنام او که قاصدان پیک پیروزی ، با نام و یاد او از شط خون گذشتند. و به یاد او که در

سنگر عشق روسویش سر به سجده ساییدیم و با توکل به الطاف خفیه اش از بحرانها
گذشتیم.
یاد آن روزهای جبهه بخیر ، جبهه بودیم و جنگ می کردیم ./در سکوت شبانه سنگر ، در
دل با تفنگ می کردیم ./ شب و سنگر چه باصفابودند، وقتی آدم شتاب رفتن داشت ./ از
نگاهش چقدر گل می ریخت ، حرفهایش چقدر گل می کاشت ./ یاد شبهای حمله می
افتم، یاد آن لاله ها که پژمردند / نخلهایی که تشنه روئیدند ، و زمین را به آسمان می بردند/
چشمهایی که خوب یادم هست ، با من از سنگ و شیشه می گفتند/ زیر باران بی امان تیر ،
از نفسهای ریشه می گفتند./ یاد آن آشنایی پیر بخیر که نگاهش همیشه روشن بود /شب
که در آسمان دعا می کاشت ، نگران ستاره من بود.

